كارآفريني ضرورتي انكار ناپذير در آموزش و پرورش
احد پورافشاري
در عرصه جهاني افراد خلاق ، نوآور ، مبتكر و توانا در ايجاد فرصتهاي كسب و كار به عنوان «كارآفرينان» منشأ تحولات بزرگي در زمينه هاي صنعتي ، توليدي و خدماتي شده اند. كشورهاي پيشرفته در فرآيند توسعه اقتصادي ، پرورش كارآفرينان را در اولويت برنامه هاي خود قرار داده اند و مطالعات نيز نشان مي دهد اين برنامه ها به سرانجام مطلوب رسيده اند. قانون برنامه سوم توسعه كشور ما نيز با توجه به سياستهاي كلي ، لزوم توجه به توسعه و ترويج كارآفريني را مورد تأكيد قرار داده است
براي كار آفريني همانند ساير واژه هاي مطرح در علوم انساني تعريف واحد وجود ندارد ، كه وجود تفاوتها در تعريف كارآفريني از سوئي نشان دهندة گستردگي و اهميت موضوع است كه مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرداز سوي ديگر نشان دهنده پويايي موضوع است كه زمينه ارائه مدل ها ، تئوري ونظرات متفاوتي را فراهم مي آورد .
واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي EntrePrendre به معناي « متعهد شدن » گرفته شده است . ( رامبال [2] 1989 ، ص 17) و بنا به تعريف واژه نامه و بستر [3] :كار آفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند(آيت آلهي صدري 1378) .
ده سال پيش در اثر وجود تنگناها و مشكلات متعدد ، نظام آموزش متوسطه كشور تغيير يافت. از دلايلي كه براي ضرورت تغيير نظام قبلي آموزش و پرورش متوسطه اقامه شده است ، چنين استنباط مي شود كه تحقق اهداف نظام جديد آموزش متوسطه در درجه نخست به موفقيت اين نظام در زمينه آموزش فني و حرفه اي وابسته است. چيزي كه نظام هاي قبلي و فعلي آموزش متوسطه را از يكديگر متمايز مي سازد ، وجود شاخه كارودانش در نظام فعلي است.(وزارت آموزش و پرورش ، 1375)
در واقع ، مهمترين مؤلفه نظام جديد آموزش متوسطه شاخه كارودانش است كه با هدف اشاعه مهارت آموزي تشكيل شده است و جهتگيري عمده آن ، آماده كردن بخش قابل توجهي از جوانان براي اشتغال مفيد است. براي هماهنگ ساختن برنامه هاي آموزشي با ويژگيهاي شخصي دانش آموزان و نيازها و مقتضيات جامعه و با اين باور كه با وجود اين شاخه تحصيلي ، هماهنگي ميان نظامهاي آموزش و اشتغال بيشتر مي شود و يكي از اهداف اصلي آموزشي كشور در جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي تحقق مي يابد ، شاخه تحصيلي كارودانش در نظام جديد آموزش متوسطه تأسيس گرديد.
اكنون از اجراي برنامه نظام جديد آموزش متوسطه ، ده سال گذشته و بيش از نيم ميليون نفر از رشته هاي مختلف شاخه كارودانش فارغ التحصيل شده اند. اظهارات مسؤولان اجرايي كارودانش ، از موفقيت نسبي اين برنامه حكايت مي كند. با وجود اين ، شواهد پژوهشي متعددي (براي مثال ميرهادي ، 1380 ؛ پناهي ، 1380 ؛ حسن پور ، 1380 ؛ خاني ، 1380 ؛ حنيفي ، 1380 ؛ عطاريان ، 1380 ؛ اكرامي ، 1380 ؛ لرستاني ، 1381 ؛ فتح آبادي ، 1380 ؛ برزگر و همكاران ، 1381 ؛ نوميدي و برزگر ، 1382) موفقيت برنامه كارودانش را مورد ترديد قرار داده اند.
یکی از ملاکهای اصلی موفقیت برنامه كارودانش اين است كه فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف اين شاخه در مشاغل مناسب و مرتبط با رشته تحصيلي اشتغال يابند و از كارايي مطلوب نيز برخوردار باشند كه به نظر مي رسد با اذعان به نقش غيرقابل انكار ويژگيهاي سازماني مدارس ، نقش آموزش و توسعه كارآفريني و پرورش كارآفرينان در اين برنامه ها تا حدودي مورد غفلت واقع شده است كه مقاله حاضر تا حد امكان به آن پرداخته است.
اشتغال يكي از راههاي مبارزه با فقر است ؛ آموزش نيز از جمله عواملي به شمار مي رود كه دستيابي به اشتغال را آسان مي سازد . امروزه صاحب نظران بر اين عقيده اند كه براي تسريع در امر ايجاد فرصتهاي شغلي در جامعه بايد به نوع ويژه اي از آموزش و اشتغال يعني گسترش قابليتهاي كارآفريني و اثر بخش نمودن برنامه هاي آموزشي كار آفرينان در برنامه هاي آموزش فني - حرفه اي و مهارتي اقدام نمود ( بصيريان ، 1368 ) . مسأله آموزش و پرورش كار آفرينان ، اشتغال آزاد و ترويج كارگاههاي كوچك ،از سوي « سازمان بين المللي كار » و بسياري از صاحب نظران و نويسندگان به منزله راهي به سوي تأمين بخشي از كسري فرصتهاي اشتغال قلمداد مي گردد . مطالعات نيز نشان مي دهد كه برنامه هاي آموزش و پرورش كار آفرينان در كشورهاي مختلف با سياست گذاري و پشتيباني هاي اجرايي دولتها به سرانجام مطلوب رسيده است . اين سياست گذاري ها و پشتيبانيها ، شامل فرهنگ سازي و ترويج روحيه كارآفريني ، اصلاحات ساختاري ، نهادسازي ، ايجاد مؤسسات آموزشي دولتي ، خصوصي و آموزش كارآفريني از طريق مدارس و دانشگاه ها بوده است .
كنت اي . لاكز ( 1982) بيان مي كند : « در دو دهه گذشته پديده قابل توجهي به وقوع پيوسته است ، فعاليتهاي برنامه ريزي شده و آگاهانه مربوط به توسعه موجب پيدايش كارآفرينان شده است ، اما به نظر مي رسد كه هنوز اكثريت قابل توجهي از كار آفرينان از تركيب تصادفي عوامل ارثي و عوامل محيطي به وجود مي آيند .»
با توجه به تنگناهاي اقتصادي فراوان ، جواني جمعيت ، نرخ بيكاري بالا و ساير معضلات اجتماعي كه متعاقب آنها بروز مي كنند و با اذعان به تمامي ابعاد توسعه اقتصادي ، تأثير توسعه كارآفريني بر ايجاد اشتغال به تنهايي نيز ضرورت و اهيمت موضوع را روشن مي سازد . اشتغال صرفاً جنبه تأمين درآمد را براي افراد ندارد بلكه دستيابي به شغل كارآمد زمينه ساز حضور در جريان سالم تحرك انساني و ملي است . بيكاري افراد را از جريان اصلي حيات جامعه دور مي نمايد و زمينه ساز فقر در ابعاد گوناگون ميگردد كه فقر اقتصادي يكي از آنهاست ( آذرنوش ، 1377 ) .
كارآفريني خلق و ايجاد بينشي ارزشمند از هيچ است ، يعني فرآيند ايجاد و دستيابي به فرصتها و دنبال كردن آنها ؛ بنابراين كارآفرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيندو آنها را ارزيابي كند ، سپس منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري بهينه نمايد و به عبارتي از راه ايجاد وسازمان دهي مجموعه اي منحصر به فردي از منابع به دنبال بهره برداري اثر بخش از فرصتها باشد ، كه ويژگي هاي شاخص روانشناختي آنان عبارتند از : توفيق طلبي ( نياز به پيشرفت ) ،تمايل به خلاقيت ، نياز به استقلال ، خطر پذيري ، عزم و اراده ( مركز كنترل ) ( آقايي ، 1378 و احمدپور 1379 ) .
كار آفريني اساساً اكتسابي است يعني مي شود كه آن را به افراد آموزش ، تقويت و پرورش داد ( احمد پور ، 1376) .لذا با شناخت قابليتهاي روانشناختي كار آفريني از يك سو و شناخت زمينه هاي مناسب بروز و پرورش اين قابليتها در جامعه ، به خصوص در نظام آموزشي از سوي ديگر ،توجه ويژه به آموزش فني – حرفه اي و مهارتي ( كار دانش ) يعني شناسايي، تقويت و
اعمال ويژگي هاي سازماني لازم در مدارس از جمله حمايت مديريتي و ساختار سازماني مناسب ، سيستم آموزشي اثر بخش و سيستم تشويق بر انگيزاننده مي تواند افراد را براي ورود به بازار كار و اشتغال آماده و دستيابي به ساير اهداف مورد نظر و مرتبط با موضوع را محقق سازد .
بر پايه مطالبي كه ارائه شد بايستي در زمينة كار آفريني ( آموزشهاي كار آفريني و پرورش و توسعه قابليتهاي كار آفريني) گامهاي اساسي تر برداشته شود . كار آفرينان واقعي ( بالقوه و بالفعل ) شناسايي شوند و تسهيلات لازم در اختيار آنان قرار گيرد تا با بهبود مهارتهاي كار آفرينانه زمينة رشد و توسعه در تمامي ابعاد فراهم گردد و همواره ميزان موفقيتهاي كسب شده ووضعيت موجود برنامه هاي در حال اجرا به ويژه در بعد آموزش مورد سنجش و ارزشيابي قرار گيرد .
الف-فهرست منابع فارسي
1)آذرنوش، فريدون.(1377).توسعه كارآفريني. ماهنامه تدبير90.صفحات 10-21.
2)آيت اللهي ، محمد جواد و صدري ، عباس.(1378).كار آفريني. تهران ، نشر كتابهاي درسي.
3)احمدپوردارياني، محمود.(1376).كارآفريني،استراتژي مناسب براي افزايش بهره وري.ماهنامه تدبير34. صفحات 30-77.
4)بصريان، حميد.(1378). كارآفريني و نظام آموزش عمومي. نشريه كار و جامعه ، تهران. وزارت كار.
5)صمد آقايي ، جليل.(1378). شناخت بستر سازماني مناسب براي جذب و رشد كارآفرينان. پايان نامه دكتري. دانشگاه تهران.
Oxford: 1897 (6
7)Rumball D: The Entrepreneurial Edge . Ontario . 1989 . P 17.
